روستای مز ( مکتب )
 
مکتب و روش زندگی دینی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت فاطمه زهرا (س) یکی از درخشان ترین چهره های والای انسانی و نمونه کامل خلقت پروردگار در قالب زن می باشد, پیروی و تاسی به چنین شاهکار آفرینش در بر گیرنده سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت است .

مقام حضرت زهرا(س)

در تاریخ اسلام ، زنان قدیسه و عالی قدر فراوانند . کمتر مردی است به پایه خدیجه برسد ، و هیچ مردی جز پیغمبر و علی (ع) به پایه حضرت زهرا(س( نمی رسد . حضرت زهرا(س) بر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد . اسلام در سیر من الخلق الی الحق ، یعنی در حرکت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست . تفاوتی که اسلام قائل است در سیر من الحق الی الخلق است ، در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسئولیت پیغمبری است که مرد را برای این کار مناسب تر دانسته است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

ایزدست و سینه و بازوی تو حیدر خجل

همغلاف تیغ ، هم مسمار در ، هم در خجل

باغروب آفتاب طلعت نورانیت

گشتهام سر تا قدم از روی پیغمبر خجل

همصدف بشکست ، هم دردانه ات از دست رفت

سوختمبهر صدف ، گردیدم از گوهر خجل

همسمرمرا پیش چشم دخترم زینب زدند

مردماز بس گشتم از آن نازنین دختر خجل

گاهگاهی مرد خجلت میکشد از همسرش

مثلمن ، هرگز نگردد مردی از همسر خجل

همسرمبا چادر خاکی به خانه بازگشت

ازحسن گردیده ام تا دامن محشر خجل

خواستزینب را بغل گیرد ولی ممکن نشد

مادراز دختر خجل شد ، دختر از مادر خجل

باغرا آتش زدند و مثل من هرگز نشد

باغباناز غنچه و از لاله ی پرپر خجل

بانگیا فضه خزینی تا به گوش خود شنید

ازکنیز خویش هم ، شد فاتح خبیر خجل

نظم"میثم" شعله زد بر جان اولاد علی

تالب کوثر بود از ساقی کوثر خج

غلامرضا سازگار

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

تا   زخمهای  کهنه  دل  را   دوا  کنم

 با  ذکر  نام   پاک  تو   ذکر خدا  کنم

 يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس

 مولای من تويی و به حاجت صدا کنم

 تا  پا نهم  به خاک  مدينه  به  ياد  تو

 خاکش ز  بهر  چشم  ترم  توتيا  کنم

 چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم

 اندر  کنار   قبر  نبی  عقده  وا  کنم

 من عهد بسته ام که بميرم  ز داغ تو

 عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم

 غمهای آسمان که هجوم آورد به دل

 رفع غم  گران  به  حديث  کساء‌ کنم

 مهدی کجاست تا که به امر ولايتش

 سرهای دشمنان  تو  از تن جدا کنم

 

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 12 اسفند 1395  توسط [ra:post_author_name]

فرهنگ چیست؟

نگاهى از بام تيره و هوس آلود سده بيست به روزگاران گذشته ، جهان را پهنه دگرگونيهاى بي شمار نشان مى دهد. دگرگوني هایى كه گاه نابودى و نامرادى ؛ و زمانى اميد و كامروايى به ارمغان آورده اند، و پرونده زندگى انسان را از لحظه هاى زشت و زيبا آكنده اند. بررسى مجموعه فراز و نشيبهاى تاريخ ، بشر را بدين حقيقت رهنمون مى كند كه : پديده هاى خوب و بد جوامع انسانى چيزى جز بازتاب روشن فرهنگها نيست به عبارت ديگر فرهنگ ، خاستگاه همه پيشرفتها، نوآوريها و منشا همه عقب ماندگى به شمار مى آيد.
با توجه بدين حقيقت ، شناخت فرهنگ و ارزيابى آن ارزش و اهميت خود را نمايان مى سازد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 6 خرداد 1395  توسط [ra:post_author_name]

بحران امروز دنيا بيش از اينکه بحران بي آبي باشه

بحران بي عقليه. اتفاقاً همين آبي که امروز از

کمبودش صحبت ميشه ناشي از رفتارهاي غيرعاقلانه

اي مثل اسراف و درست مصرف نکردنه.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 خرداد 1395  توسط [ra:post_author_name]

واسه ي اينکه ببينيم آدماي موفق چطور موفق شدن و ما چطوري بايد به موفقيت برسيم دو راه وجود داره :

1- يکي اينکه توي اين زمينه کتابهايي رو بخونيم که در مورد رازهاي موفقيت حرف ميزنه و يا کلاس ها و همايش هايي بريم و سخنراني هايي رو گوش بديم که در اين مورد ميخوان به ما آگاهي و اطلاعات بدن.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395  توسط [ra:post_author_name]

با تو گر خواهى سخن گويدخدا،قرآن بخوان 

                                                  تا شود روح تو با حق آشنا، قرآن بخوان



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

سخت ترين زمان براى شيعه در تاريخ تشيّع ، همان زمان حكومت بيست ساله معاويه بود كه شيعه هيچگونه مصونيتى نداشت و اغلب شيعيان اشخاص شناخته شده و مارك دار بودند و دو تن از پيشوايان شيعه (امام دوم و امام سوم ) كه در زمان معاويه بودند، كمترين وسيله اى براى برگردانيدن اوضاع ناگوار در اختيار نداشتند حتى امام سوم شيعه كه در شش ماه اول سلطنت يزيد، قيام كرد با همه ياران و فرزندان خود شهيد شد، در مدت ده سالى كه در خلافت معاويه مى زيست تمكن اين اقدام را نيز نداشت .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

شهادت امام جواد عليه السلام


امامت شط جارى نور است در بستر حيات . امتداد هدايت الهى است در زمين . چراغى كه از فراز آسمان اويخته است و ادميان در پرتو تابش ان به سمت سراپرده قدس گام مى سپرند. تاريخ حيات عقلى و عملى شيعه اكنده از حضور خردمندانه و آسمانى امت در ساحت نورانى امامت است . امام ، صراطى است كه ادميان را از هوت خشك زندگى ، به وادى سبز بندگى مى كشاند. تكامل در گرو اقتدا به نور است . بشريت اگر به امام ايمان بياورد از قفس خسارت رها مى شود و در هوايى بيكران عبادت بال مى گشايد.


 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 شهریور 1394  توسط [ra:post_author_name]

ويژگيهاى زندگى على(ع)


1 - على (عليه السلام ) نخستين امام مؤ منين و رهبر مسلمانان و اوّلين خليفه بعد از رسول خدا، پيامبر راستين و امين اسلام محمّد بن عبداللّه خاتم پيامبران - صلوات خدا بر او و دودمان پاكش باد - است او كه برادر و پسر عمو و وزير پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و داماد آن حضرت ؛ يعنى شوهر دخترش حضرت فاطمه زهرا - سلام اللّه عليها - سرور بانوان دو جهان است ، اميرمؤ منان على بن ابيطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف ، سرور اوصيا - بهترين صلوات و سلام بر او باد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]

صدقه مرگ را به تأخير مى اندازد


از آقاى سيد محمد رضوى شنيدم كه فرمودند زمانى كه مرض سختى عارض دایى بزرگوارشان مرحوم آقاى ميرزا ابراهيم محلاتى شد، به طورى كه اطبا از معالجه ايشان اظهار ياءس كردند، امر فرمودند كه مرضشان را به عالم ربانى مرحوم حاج شيخ محمد جواد بيدآبادى كه مورد علاقه و ارادت جناب ميرزا بودند، خبر دهيم ، ما هم به اصفهان تلگراف كرديم و مرحوم بيدآبادى را از مرض سخت ميرزا با خبركرديم ، فورا جواب دادند مبلغ دويست تومان صدقه دهيد تا خداوند شفا عنايت فرمايد.
هرچند آن مبلغ در آن زمان زياد بود، لكن هرطور بود فراهم آورده بين فقرا تقسيم كرديم و بلافاصله ميرزا شفا يافت .

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]

تعريف دعا 
دعا در لغت  
به معناى خواندن است ، خواه اين خواندن منضم با خواستن باشد و خواه به صورت سرود و نيايش .
در قرآن و روايات نيز هر جا لفظ دعا به صورت مصدر يا ماضى و مضارع و ساير مشتقات آن استعمال شده ، به معناى خواندن آمده است ؛ مانند آيات زير:
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشى يريدون وجهه
هميشه خويش را با كمال شكيبايى به محبت آنان كه صبح و شام خدا را مى خوانند و رضاى او را مى طلبند، وادار كن !
أمّن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء
آيا بت ها بهترند يا آنكه دعاى بيچارگان را به اجابت مى رساند و رنج و غم آنان را بر طرف مى سازد؟
ادعوا ربكم تضرعا و خفية انه لا يحب المعتدين
پروردگار خود را آشكارا و پنهانى بخوانيد كه او متجاوزان را دوست ندارد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 تیر 1394  توسط [ra:post_author_name]

معناى تشيّع
قبل از ورود در اين بحث و بيان حقيقت تشيّع ، نخست لازم است معناى ((تشيّع )) را از نظر لغت و اصطلاح بدانيم . ((تشيّع )) از نظر لغوى از ماده ((شيع )) گرفته شده كه به معناى متابعت و پيروى است . بنابراين ، تشيّع كه مصدر ثلاثى مزيد فيه و از باب تفعّل و تاى آن تاى مطاوعه مى باشد، به معناى ((قبول پيروى و اطاعت )) است .
اما اصطلاحاً به مكتب و مذهبى گفته مى شود كه پيروى از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در جميع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .
مراد از پيروى اهل بيت عليهم السّلام اين نيست كه در مكتب تشيّع ، قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلكه مراد آن است كه قرآن و سنّت ، بايد از طريق اهل بيت عليهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود .
اما در رابطه با قرآن كريم ، همه مى دانند كه ((قرآن )) كتابى است مشتمل بر ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، مطلق و مقيد، مجمل و مبيّن ، محكم و متشابه ، نصّ و ظاهر و مواردى از اين قبيل كه فهم آن براى عموم مردم آسان نبوده بلكه فهم قرآن براى عموم مردم بسيار مشكل است و اگر فقط قرآن باشد و بس ، هيچ حكمى از احكام الهى از آن به طور كامل استخراج نخواهد شد؛ زيرا نه تنها نياز به تاءويل و تفسير دارد، بلكه قرآن ، كتابى است مشتمل بر يك سلسله كليّات كه به عنوان اصل و قاعده ، بايد از آن استفاده شود. و تطبيق آن اصول و قواعد بر موارد جزئى و بيان مصاديق ، كار انسان عادى نيست ، بلكه طبق نصّ خود قرآن كريم : (إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ# فِى كِتَبٍ مَّكْنُونٍ# لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ).(12)
((كه آن قرآن كريمى است كه در كتاب محفوظى جاى دارد و جز پاكان نمى توانند به آن دست زنند [ دست يابند])).
تنها كسانى مى توانند اين كتاب آسمانى را فهميده و بيان كنند كه از انجاس و ارجاس و ناپاكيهاى باطنى و ظاهرى ، پاك و مطهر باشند.
البته بعضى از مفسرين گفته اند كه اينجا خبر به معناى نهى است و مراد از آيه ، حرمت مس قرآن براى محدث و جنب مى باشد. و بعضى هم مراد از ((مطهرون )) را ((ملائكه )) گفته اند كه هر دو نظر بلاوجه است ؛ چون اگر ((لا)) را ناهيه يا حتى نافيه بگيريم و بخواهيم از آيه مباركه استفاده حرمت مس براى محدث و جنب بنمائيم بايد اوّلاً : كلمه ((مطهرون )) را به معناى ((متطهرون )) و از باب تفعّل بدانيم .
و ثانياً : ((فى كتاب مكنون )) را به معناى همين كتاب موجود بگيريم ، در حالى كه اولاً: اصل ، ظهور هر كلمه در معناى خودش ‍ مى باشد و ثانياً: خداوند در جاى ديگر مى فرمايد: (بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مَّجِيدٌ# فِى لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ).(13)
((بلكه اين قرآن همان قرآن مجيدى است كه در لوح محفوظ بوده است )). و به قرينه اين آيه ، آيه قبل را نيز چنين معنا مى كنيم : ((اين قرآن همان قرآن كريم است كه در كتاب مكنون و مستور، از ديد مردم عادى مى باشد و مصون از اشتباه و تحريف بوده است كه نمى دانند اين قرآن را مگر كسانى كه مطهر و پاكند)) .

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

نقاق از ديدگاه فردى و اجتماعى
در اين فصل سعى شده با نگرشى اجمالى به مساله نفاق از ديدگاه فردى و اجتماعى ديدى كلى نسبت به اين موضوع بدست آيد تا در بخشهاى بعدى به تفصيل بيشتر و با نگاهى جزئى تر به آن بپردازيم .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

اخلاق سرمايه سلامتى است  
قمست دوم كتاب مربوط به اخلاق است .
ما اگر سلامت انسانها را به دقت مورد نظر قرار بدهيم بايستى از دو جهت قضاوت نماييم .
يكى از جنبه روح و اخلاق ، دوم از نظر جسم و بدن .
بهداشت را نمى توان از دريچه بدن ديد، زيرا ما خود به تجربه دريافتيم كه ناراحتيهاى روحى و هيجانهاى درونى علاوه بر آنكه باعث اختلال فكر و تشويق خاطرند در بدن نيز آثار بدى دراند و مزاج را از صراط مستقيم صحت و اعتدال منحرف مى كنند و منشا بيماريهاى مختلفى مى شوند:
حسد 
مثلا يكى از بيماريهاى روانى حسد است ، شخص حسود هر چند مواظبت جهات بهداشت را بنمايد ولى شراره هاى حسد كه در ((اندرون )) وجودش زبانه مى كشد، اعصاب او را خورد كرده ، سلامت وى را مى سوازند.
على (ع ) مى فرمايد:
((العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد))(430)
جاى شگفتى است كه افراد حسود از سلامت بدن خود غافلند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]
(تعداد کل صفحات:2)      1   2